تبليغاتX
آرشیو افسر جنگ نرم
91/01/18
علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند:

عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.

بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است!

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم ميشود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است .

خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.

منبع: http://bandehnameh.blogfa.com/post-17.aspx

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 10:28 | موضوع :
[ ]
آره راس میگی سخته! خیلی هم سخته. من نگفتم حجاب داشتن و مخصوصا چادری بودن اونم تو جامعه امروز سخت نیست. منم مثل خودتم. خوب معلومه که دلم میخواد تو آفتاب تابستون لباس روشن بپوشم و آستینامم بزنم بالا و باد بپیچه تو موهام و نفس بکشم. فهمیدنِ این که این از چادر آسون تره که چیز پیچیده ای نیس.

ولی میدونی چیه. یه دوستی دارم که تازه عقد کرده. یه بار با بچه ها قرار گذاشته بودیم برای یه برنامه گردشی، برنامه ای که خود اون دوستم مدتها بود تلاش میکرد هماهنگ بشیم و بریم. خلاصه هممون بودیم. 4 - 5 نفر. بعد روز قبل از قرارمون زنگ زد به من که من نمیام!

گفتم شوخی میکنی. اصلا به اصرار تو جور شد برنامه. اگه نیای به ما هم خوش نمیگذره نمیریم. گفت نه شرمندم ولی جدی گفتم. پرسیدم چرا؟ میدونی چی گفت؟ گفت امیر (نامزدش) فردا رو مرخصی گرفته که منو ببره ... ! گفتم خب بهت گفته نیای؟ گفت نه. مطمئنم اگه بهش بگم برنامه داریم میگه با شما بیام. ولی خب تو نمیدونی وقتی با هم میریم ... چقدر خوشحال میشه. گفتم خب میتونین بعدا برین. گفت نه. دوست ندارم خوشحالیش خراب بشه. چون برام مهمه.

گفتم یعنی اینقدر مهمه که برنامه ای که انقدر منتظرش بودی کنسل شه؟ گفت این که کوچیکه! عروسی تو هم بود نمیومدم!! گفتم خاک تو سرت تو دیگه خیلی عاشقی دختر! هنوز داغی!

گفت نیستی نمیدونی! ایشالا قسمت تو هم بشه تا بفهمی که وقتی برای عشقت از خودت میگذری چه لذتی داره. از هر شیرینی و تفریحی که فکرشو بکنی بیشتر میارزه.

جمله آخرش مدتهاست عین زنگ تو گوشمه!! «نیستی نمیدونی! ایشالا قسمت تو هم بشه تا بفهمی که وقتی برای عشقت از خودت میگذری چه لذتی داره. از هر شیرینی و تفریحی که فکرشو بکنی بیشتر میارزه.»

آره من مطمئنم براش خیلی سخت بود نیاد. چون میدونم چقدر براش مهم بود اون برنامه. ولی فهمیدم شیرینی عشقی که تو دلشه، سختی این از خود گذشتگی رو از یادش برده!!

از اون شب من بارها با خودم فکر کردم که من چقدر عاشق خدام. چقدر قبول دارم که اون واقعا عاشقمه. مطمئنم عشق خدا به من حتی از عشق امیر به نگار هم بیشتره. اما حیف که باورش نمیکنیم...


برچسب‌ها: حجاب
نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 10:22 | موضوع :
[ ]
91/01/18
سلام

امشب شب اول ایام فاطمیه ست.

دوستانی که مایلند در این ایام قرائت دست جمعی حدیث شریف کساء را داشته باشند، اینجا اعلام آمادگی نمایند.

یا علی

نیت: سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان(عج)

زمان: از امشب(چهارشنبه 16 فروردین ماه) بعد از نماز مغرب و عشاء تا پایان ایام فاطمیه

توضیح1: می توانید فقط در یک شب از این ایام در این طرح شرکت کنید یا بیشتر

توضیح2: از هر روز که متوجه این طرح شدید می توانید به آن بپیوندید.


لینکهای مرتبط:

متن و ترجمه ی حدیث شریف کساء

فایل صوتی حدیث شریف کساء 15:10 ( 937 KB )

دانلود فایل صوتی حدیث شریف کساء با صدای استاد سماواتی همراه با روضه 23:34  ( 8.1  MB )

شاید برای شروع این طرح و اطلاع رسانی آن دیر شده باشد، پس لطفا در اطلاع رسانی آن کمک کنید.

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 10:18 | موضوع :
[ ]
مذاکره با آمریکا
پایگاه 598؛ اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال 1390 و در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي با ايشان مطرح شده و ديروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و بسياري از رسانه هاي خارجي داشت. درباره اظهارات اخير رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين مختصر به واكاوي يكي از اصلي ترين آنها كه وارونه نمايي آشكار است و عجيب تر نيز به نظر مي رسد بسنده مي كنيم و باقي به بعد مي گذاريم.
آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمتشان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اين كه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حياتتان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي است كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسايل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنياست. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»! درباره اين بخش از اظهارات ايشان بايد گفت؛
1- انصاف آن بود كه آقاي رفسنجاني در نقل ماجراي نامه خويش به پاسخ امام راحل (ره) نيز اشاره مي كرد. چرا كه اولاً؛ مذاكره و رابطه با آمريكا يكي از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود كه بارها بر آن تأكيد ورزيده و علت اجتناب از مذاكره و رابطه با آمريكا را نيز به وضوح بيان كرده بودند و ثانياً؛ حضرت امام(ره) به گواهي بينش و منش و آنچه از مواضع و بيانات ايشان در دسترس همگان است، هيچ ابهامي را بي پاسخ نمي گذاشتند مخصوصاً آن كه اين ابهام درباره يكي از اصلي ترين خطوط قرمز تأكيد شده از جانب حضرت ايشان بوده و از سوي كسي مطرح شده باشد كه مسئوليت مهم و حساسي- رئيس مجلس، قائم مقام فرماندهي كل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراين كمترين ترديدي نيست كه امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقاي هاشمي رفسنجاني را بي پاسخ نگذاشته اند و سؤال اين است كه چرا آقاي رفسنجاني از پاسخ آن بزرگوار كه به يقين و مانند هميشه، مستدل و منطقي بوده است طفره رفته و به آن اشاره اي نكرده است؟! آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده اند؟!
2- آقاي هاشمي رفسنجاني به اين بخش از تاريخ آن روزها نيز اشاره نكرده اند كه در اوايل سال 1369 در حالي كه هنوز يكسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقاي «جيمز بيكر» وزير خارجه وقت آمريكا طي سخناني - 30 فروردين/19 آوريل 1990- اعلام كرد كه آمريكا آماده مذاكره مستقيم با ايران است و 7 روز بعد - 6 ارديبهشت ماه/25 آوريل - آقاي عطاءالله مهاجراني معاون پارلماني آقاي رفسنجاني- رئيس جمهور وقت- در مقاله اي با عنوان «مذاكره مستقيم» كه در صفحه 2 روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسيد، ايستادگي در برابر كاخ سفيد را «شعارگونه» ناميده و دقيقاً با همان استدلالي كه جناب هاشمي در اظهارات اخير خود مطرح كرده است خواستار مذاكره و رابطه با آمريكا مي شود و نكته در خور توجه آن كه در مقاله خود به گونه اي غيرمنتظره- شايد براي رد گم كردن- به اظهارات چند روز قبل «جيمز بيكر» اشاره كرده و اصرار مي ورزد كه مبادا كساني پيشنهاد ايشان را با پيشنهاد وزير خارجه آمريكا مرتبط دانسته و آن را «يك توطئه و يا فتنه» تلقي كنند. مقاله مهاجراني با توجه به مغايرت آن با ديدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهاي فراواني را در پي داشت. اما، آقاي مهاجراني كه امروزه پرده ها را كنار زده و آشكارا به انگليس پناهنده شده و با آيپك (لابي صهيونيست ها) و MI6 (بخش اطلاعات خارجي اينتلجنت سرويس انگليس) همكاري نزديك دارد، برنظر خود اصرار مي ورزد و نهايتاً؛ رهبر معظم انقلاب در يكي از سلسله بيانات خويش به اين ماجرا پايان مي دهند كه شرح آن خواهد آمد.
اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا جناب رفسنجاني به اين رخداد مهم و معروف تاريخي كمترين اشاره اي نكرده اند؟! شايد- فقط شايد- به اين علت كه اگر به رخداد ياد شده اشاره مي كردند چاره اي جز آن نداشتند كه نظرات مستدل مطرح شده از سوي رهبر معظم انقلاب را نيز مانند پاسخ حضرت امام(ره) ناديده بگيرند! كه در اين حالت، دو پرده پوشي پي درپي سؤال برانگيز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه اي روشن و مستدل بود كه اگر به آن اشاره مي كردند در هيچ يك از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جايي براي پيشنهاد مذاكره و رابطه با آمريكا باقي نمي ماند. نظر آن روز آقا كه نظر امروز ايشان و همان نظر ديروز حضرت امام(ره) است و از بلنداي دلسوزي حكيمانه براي مردم و صيانت از اسلام و منافع ملي مطرح شده است را در بند بعدي بخوانيد و خود درباره آن قضاوت كنيد.
3- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛
«و اما مسئله اي كه اين روزها در سطح جمعي از اهل فكر و اهل نظر در جريان است، مذاكره كردن و مذاكره نكردن است... من معتقدم، آن كساني كه فكر مي كنند ما بايد با رأس استكبار- يعني آمريكا- مذاكره كنيم، يا دچار ساده لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نكته را عرض كرده ام كه استكبار، بيش از اين كه نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي خورد. اصلاً استكبار، با تشر و ابهت و شكلك درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. مذاكره، يعني چه؟ صرف اين كه شما برويد با آمريكا بنشينيد حرف بزنيد و مذاكره كنيد، مشكلات حل مي شود؟ اين طوري كه نيست. مذاكره در عرف سياسي، يعني معامله، مذاكره با آمريكا، يعني معامله با آمريكا. معامله، يعني داد و ستد؛ يعني چيزي بگير، چيزي بده تو از انقلاب اسلامي، به آمريكا چه مي خواهي بدهي، تا چيزي از او بگيري؟ آن چيزي كه شما مي خواهيد به آمريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزي بگيريد، چيست؟ ما چه مي توانيم به آمريكا بدهيم؟ او از ما چه مي خواهد؟ آيا مي دانيد كه او چه مي خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان يومنوا بالله العزيز الحميد». والله كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبند بودن به اسلام ناب محمدي(ص) ناراحت نيست. او مي خواهد شما از اين پايبنديتان دست برداريد. او مي خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟»
اكنون بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد در پروژه پيشنهادي مذاكره و رابطه با آمريكا- و به قول حضرت آقا معامله با آمريكا!- چه «بهايي» را براي پرداخت در نظر گرفته ايد و در مقابل آن چه متاعي را از آمريكا انتظار داريد؟! آيا جز اين است كه آمريكا به اعتراف بارها اعلام كرده خود، بيشترين ضربه را از اسلام ناب محمدي(ص) كه ظلم ستيز و استقلال طلب است دريافت كرده است؟! و به هيچ چيز غير از بازگشت به دوران غارتگري گذشته در ايران نمي انديشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد كه به شاه و حسني مبارك و بن علي و علي عبدالله صالح داد!
4- آقاي هاشمي مي گويد «معناي مذاكره با آمريكا اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند، يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»!
ظاهراً جناب رفسنجاني فراموش كرده اند كه آمريكا، مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفين. چرا كه درگيري ما با آمريكا از ماهيت دو طرف ريشه مي گيرد و مادام كه ما در حاكميت بر اسلام ناب و ظلم ستيز تكيه داريم و آمريكا بر خوي استكباري خود تأكيد مي ورزد اين درگيري ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه مي يابد. يا ما- نستجيربالله- از اسلام در حاكميت دست بكشيم - يعني همان كه آقا اشاره فرمودند- و يا آمريكا خوي استكباري خود را رها كرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شيطان پايين بيايد». بنابراين، وقتي مسئله فيمابين با مذاكره قابل حل نيست بايد ديد آمريكا مذاكره را براي چه مي خواهد و چرا اينهمه برآن اصرار مي ورزد؟! پاسخ بسيار روشن و خالي از ابهام است، آمريكا مذاكره را براي ارائه به نهضت هاي اسلامي و مخصوصاً اين روزها براي ارائه به انقلاب هاي اسلامي منطقه مي خواهد و به محض آن كه با آمريكا پاي ميز مذاكره بنشينيم، اين نشست را فاكتور كرده و به همه ملت هاي مسلمان و انقلابي مي فروشد كه «اگر الگوي نهضت و حركت ضد استكباري و ضد استبدادي شما انقلاب اسلامي ايران است، ايران نيز در نهايت چاره اي جز كنار آمدن با آمريكا نداشته است»! و به قول قيصر «همه راهها به رم ختم مي شود». جناب هاشمي! اين نكته بديهي تر از آن است كه از نگاه حضرتعالي پنهان مانده باشد. شما كه اهل مطالعه و رصد اخبار هستيد به يقين گزارش هاي منتشر شده از سوي مراكز استراتژيست آمريكا طي چند سال اخير را ملاحظه كرده ايد و مثلاً از گزارش اخير «مركز تحقيقات كنگره آمريكا» باخبريد كه تأكيد مي كند «حضور ايران در پاي ميز مذاكره بي آن كه چيزي رد و بدل شده و امتيازي داده يا گرفته شود مي تواند تحولات اسلامي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا را، تحت تأثير قرار داده و نهايتاً متوقف كند».
5- آقاي هاشمي از آمريكا با عنوان «قدرت برتر دنيا»! ياد مي كند كه مخصوصاً با توجه به رخدادهاي چند سال اخير، چه در برخورد آمريكا با ايران و چه در برخورد با انقلاب هاي اسلامي منطقه، شكست در عراق و افغانستان و دهها نمونه ديگر از اين دست، تعجب آور است و فقط به عنوان يادآوري بايد گفت، همين چند ماه قبل - 13 دسامبر 2011/ آذرماه 90- نشست شوراي راهبردي آتلانتيك در واشنگتن با صراحت اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران، آمريكا را از بلنداي اقتدار 2001 به دره ضعف 2011 كشانده است و اينكه؛ تاريخ به نفع ايران در حال پيچيدن است و...
گفتني است مقايسه آمريكا با چين و روسيه و انگليس هم قياس مع الفارق است زيرا درگيري اصلي ايران اسلامي با آمريكا بوده و هست و ديگر كشورهاي مورد اشاره در اظهارات آقاي رفسنجاني نه سابقه اي قابل قياس با آمريكا در برخورد با ايران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاكره در پي رسيدن به اهدافي هستند كه آمريكا دنبال مي كند بنابراين رابطه و مذاكره با آنها مي تواند در چارچوب عزت و حكمت و مصلحت صورت پذيرد و چنانچه وارد فازي نظير آمريكا شوند- كه نمي توانند- به يقين با برخورد مشابهي از سوي ايران اسلامي روبرو خواهند شد.
6- و بالاخره، اگرچه در اين باره گفتني هاي فراوان ديگري نيز هست ولي وجيزه پيش روي را با اشاره به بخشي از اظهارات رابرت گيتس -وزير دفاع پيشين آمريكا- در كنگره خاتمه مي دهيم. گيتس در پاسخ به علت ناتواني دولت بوش در مقابله با ايران اسلامي مي گويد «مشكل بزرگ ما با ايران آن است كه به ما احتياجي ندارد تا امتيازي از ما بخواهد و كسي كه امتيازي از شما نخواهد، امتيازي هم به شما نخواهد داد.»
کیهان

برچسب‌ها: هاشمی رفسنجانی, آمریکا
نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 10:11 | موضوع :
[ ]

اگر بگوییم جشنواره فیلم فجر مهمترین اتفاقات سینمای ایران است، سخنی به گزافه نگفته ایم. شاید یکی از ملاک های مهم ارزش گذاری فیلم های ساخته شده کسب رتبه در این جشنواره باشد.

 

جشنواره فیلم فجر هرساله در کشور برگزار می شود و در آن فیلمهای متفاوت سیاسی، اجتماعی و خانوادگی و.. به چشم می خورد و کارگردانها با گرایشات و سلایق مختلف در آن حضور فعال دارند و همین فضای باز و آغوش گشوده جشنواره، ارزش آن را دوچندان کرده ولی متاسفانه متوجه شدیم ابوالقاسم طالبی یکی از کارگردان های بنام کشور از توقیف فیلم خود بنام "قلاده های طلا" و عدم حضور آن در جشنواره خبر داد. که این خبر مهم، اهالی سینما و بویژه امت حزب الله را غافلگیر کرد.

این فیلم که به موضوع فتنه 88 پرداخته است، امید آن می رفت که بعد از فیلمهایی چون "پایان نامه" و "اخراجی ها3"، با این فیلم ابعاد جدید و تازه ای از فتنه88 بیان شود؛ فیلمی که بی شک با دغدغه های مذهبی و دینی "طالبی" و دلدادگی اش به نظام مقدس جمهوری اسلامی باعث ساخت "قلاده های طلا" گردیده است.

خبرهای پشت پرده حاکی از آن است که برخی از اهالی سینما با گرایش های سیاسی واضح، مخالفتهای تندی را علیه این فیلم سیاسی داشته اند و تمام تلاش خود را جهت سنگ اندازی در ساخت این فیلم بکار برده اند؛ با نگاهی به وضعیت اخلاقی و سیاسی برخی از اهالی سینما، این احتمال دور از ذهن نیست. آیا فشارها و مخالفت های این عده سبب توقیف این فیلم شده و یا انتقادهای تند و تیز این فیلم به ساکتین فتنه88 سبب شده که مسئولین، این انتقادها را برنتابند و از قدرت سیاسی و مدیریتی خود جهت زمین زدن این فیلم استفاده کنند. آنچه که قابل توجه است، این است که با اعلام عدم توقیف این فیلم از سوی وزارت ارشاد، هنوز مشخص نیست چه نهادی دستور توقیف و عدم حضور "قلاده های طلا" در جشنواره را صادر کرده است؟!

مردمی که نگاهی خاص به هنر داشته و پیگیر ظهور و تداوم ارزشهای انقلاب اسلامی در آن می باشند، حضور و تقدیر و تشکر از فیلمهای مبلغ فمینیسم و سکولاریسم و... در جشنواره و عدم حضور فیلمی چون "قلاده های طلا" به کارگردانی طالبی در جشنواره فیلم فجر را غیر قابل توجیه و حرکتی مطابق با خواست جریان فتنه و ضدانقلاب می دانند. همانطور که در جشنواره سال گذشته با اهدای سیمرغ به وطن فروشی چون فرهادی موجبات فرح و سرور ضدانقلاب را فراهم آوردیم و هم اکنون شاهد اکران آن در سینماهای دشمن درجه یک دین و مملکت یعنی رژیم جعلی صهیونیستی هستیم، بی شک توقیف و جلوگیری از اکران "قلاده های طلا" فتحی دیگر را برای ضدانقلاب رقم خواهد زد.

به هر ترتیب ما معتقدیم که فتنه 88 زوایای مختلف و پیچیده اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی دارد و همانطور که چندین جلد کتاب مختلف درباره آن به چاپ رسیده، قابلیت ساخت ده ها فیلم و مستند وجود دارد. لذا مسئولین موظفند کسانی را که به این ناگفته ها و زوایا می پردازند را از حمایتهای حداقلی مرسوم محروم نسازند.

در هر صورت توقیف این فیلم به هر علت و انگیزه ای از دوجهت محکوم است. اولا: توقیف این فیلم با فضای باز و آزادی حضور فیلمها در جشنواره منافات دارد. دوما: توقیف این فیلم ارزشی، به معنای مخالفت با ارزشهای انقلابی است. در پایان ما بعنوان جمعی از سایت های ارزشی، از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقاضا می کنیم از هیچ تلاشی جهت رفع توقیف این فیلم فروگذار نکنند و بسترهای لازم برای حضور این فیلم را در جشنواره امسال فراهم آورند.

 

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 0:33 | موضوع :
[ ]

...این عماد افروغ همان عمادی است که در انتخابات ۸۴ بی پروا به عنوان یک کارشناس انقلابی در مناظرات شرکت کرده و به دفاع از رئیس جمهور مکتبی و انقلابی کشور پرداخت اما شش ماه پس از آن ـ شاید به علت عدم معرفی ایشان به عنوان وزیر از سوی ریئس جمهور ـ با بغضی که نسبت به احمدی نژاد پیدا کرد به تخریب شدید دولت پرداخت و ۴سال پس از آن به تخریب نظام مقدس جمهوری اسلامی مشغول شد تا جایی که سخنان وی مورد توجه رسانه های غربی و ضد انقلاب قرار گرفت. در ادامه برای روشن شدن مطلب بخشی از اهانت های این شخص به حاکمیت اسلامی و مقام عظمای ولایت در برنامه پارک ملت یک شنبه شب تقدیمتان میگردد .

۱ - ایشان تاکید داشتند از کلمه حاکمیت که نمادش ولی فقیه است استفاده کند و اشاره ای به دولت یا قوا ننمودند.

۲ - دیکتاتور نشان دادن حاکمیت فعلی در جامعه و اعلام اینکه اگر کسی بگوید فضای جامعه باز است و می شود نقادی کرد این طنزی بیش نیست .

3 - با آوردن روایاتی از امیرالمومنین و سخنانی از امام (ره) سعی داشتند این مطلب را القاء نمایند که شرایط آن بزرگواران شرایط نقادی و شرایط فعلی شرایط دیکتاتوری است.

4 -  ایشان از مراجع عظام میخواهند که رهبری را نسبت به نظرات فقهی و حکومتی اش مورد سوال و نقد قرار دهند.

۵ - افروغ در ادامه با تردید افکنی نسبت به نحوه اداره حاکمیت گفت مردم و علما باید اطمینان پیدا کنند که جامعه بصورت فقهی اداره می شود .

۶ - ایشان از حوزه های علمیه می خواهند مانند قبل از انقلاب در مقابل حاکمیت باستند (غافل از اینکه حاکمیت قبل از انقلاب حاکمیت طاغوت بود و حاکمیت فعلی حاکمیت ولی فقیه عادل است) .

۷ - ایشان اعلام می کند اگر مردم رهبری را نخواهند رهبر مشروعیتش را از دست می دهد(غافل از آنکه مشروعیت دست خداست و مقبولیت را مردم تعیین می کنند مانند عصر امیرالمومنین با آنکه مردم مقبولیت را به علی (ع) ندادند ولی مشروعیت امام باقی بود) .

۸ - ایشان ساختار خبرگان رهبری را مورد انتقاد قرار داده و می گوید چون سیاست مدار و اقتصاد دانی در میان آنان نیست پس نمی توانند به این ابعاد رهبری نظارت کنند و رهبری را مورد نقد قرار دهند (غافل از آنکه فقهای خبرگان رهبری از علمای بلاد بوده و کسانی می باشند که اقتصاد اسلامی را آشنا بوده و سیاست را نه در کتابهای درسی بلکه در کوران حوادث انقلاب از دهه چهل تا کنون فرا گرفته اند).

۹ - افروغ در پایان  اعلام می کند اگر نظارت بر کسی نباشد به دیکتاتوری و انحراف کشیده می شود (وی با زیرکی تمام با توجه به مقدمه بالا که گفته است خبرگان رهبری نمی توانند نظارت بکنند و ابزار نظارتی را در دست ندارند رهبری معظم انقلاب را دیکتاتور و فرار کننده از نقد نشان می دهد). و تعجب این است که تمام این مدت آقای شهیدی مجری برنامه فقط به سخنان وی گوش می داد و تائید می نمود !!!

پیامک برنامه پارک ملت جهت اعلام برائت از این برنامه دشمن شادکن 20000120


متن کامل سخنان عماد افروغ در برنامه پارک ملت

+

توضیحات تکمیلی

از فارس نیوز در ادامه مطلب


برچسب‌ها: عماد افروغ, پارک ملت, ولایت فقیه, فارس نیوز
نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 1:3 | موضوع :
[ ]
دکتر سعید جلیلی همواره اخلاص و کاردانی خود را ثابت نموده و نشان داده که میتواند در سطوح بالاتر نیز به خدمت به کشور و ملت غیور ایران اسلامی بپردازد.
dr-jalili.jpgبه گزارش طلوع یزد به نقل از دی‌نیوز،‌ دبیر شورای امنیت ملی دکتر سعید جلیلی، فردی که از معتمدین رهبری میباشد و در چند سال اخیر در مسائل امنیتی داخلی و خارجی و به خصوص در قضیه پرونده هسته ای ایران تلاش بی وقفه و البته موثری را در به عقب راندن جبهه غرب علیه برنامه هسته ای ایران داشته است، از پیشینه اجرایی دکتر جلیلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

رئیس اداره بازرسی وزارت خارجه

معاون اول اداره آمریکا در وزارت خارجه

مدیر بررسی های جاری دفتر رهبری

معاون اروپا- آمریکا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران


پس از عزل پر سروصدای آقای متکی از وزارت خارجه احتمال میرفت که دکتر جلیلی جایگزین ایشان شود اما به علت برخی اعمال نفوذهای برخی جریان ها ایشان به این پست نرسیدند، ولی در بنا به مسئولیتی که دارند همواره نقش پر رنگ خود را در مسائل سیاسی و امنیتی حفظ کرده اند و با همکاری نهادهای امنیتی کشور در بسیاری از موارد در مقابل توطئه های دشمنان نظام ایستاده و موجبات به عجزولابه افتادن سر کردگان کشورهای غربی شده اند، تا جایی که کاترین اشتون در برخی موارد به مقایسه ایشان با برخی شخصیتهای سیاسی ایران پرداخته و سیاسیون غربی که در تحمیل شروط غیر عادلانه و زورگویانه خود به جلیلی ناکام مانده اند سعی در به حاشیه راندن این عنصر وفادار به نظام و رهبری کرده اند که از آن جمله میتوان به مخاطب قرار دادن افراد دیگر در امور سیاسی امنیتی مربوط به ایران اشاره کرد.

 
 
علاوه بر این جلیلی شخصی است که در جمع آوری 100 سند اقدامات تروریستی دولت آمریکا که رهبری مطرح کردند نقش به سزایی داشته و در برهه های مختلف زمانی بنا بر صلاح دید به افشای برخی از این اسناد پرداخته است مثل نشان دادن تصویر دو سند در رابطه با هدایت و حمایت آمریکا از گروههای تروریستی و اقدامات آنها در ایران که خشم مقامات غربی را در پی داشته است، و همین تعهد و زکاوت است که موجبات حساسیت مقامات غربی علیه جلیلی را درپی داشته است.


 
دبیر شورای امنیت ملی علی رغم تلاشهای صورت گرفته از سوی معاندان برای مخدوش کردن چهره ایشان هیچ وقت در انجام مسئولیت خود و دفاع از حقوق ملت ایران فرو گذار نکرده و با سفرها و رایزنی های خود در راستای حفاظت و صیانت از کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره اخلاص و کاردانی خود را ثابت نموده و نشان داده که میتواند در سطوح بالاتر نیز به خدمت به کشور و ملت غیور ایران اسلامی بپردازد.

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 0:51 | موضوع :
[ ]
90/10/05

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 0:46 | موضوع :
[ ]

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 0:44 | موضوع :
[ ]
گفت‌‌و‌گوی «برهان» با مدیر سیمای آذری شبکه‌‌‌ی جهانی سحر؛
دومین کشور شیعه‌‌‌ی جهان در بند دولتی سکولار
این روزها،‌ کمتر روزی است که بی اخباری از آذربایجان بگذرد؛ گویا دست‌‌‌‌هایی پنهان و آشکار برای حذف اسلام از کشوری که 93 درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌‌‌دهند، کمر همت بسته‌‌‌‌‌اند. این مطلب گفت‌‌‌و‌‌گویی تحلیلی با «برهان حشمتی»، مدیر سیمای آذری شبکه‌‌ی جهانی سحر در خصوص آخرین اخبار از حادثه‌‌ایی است که زیر پوست آذربایجان جریان دارد...

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 3:25 | موضوع :
[ ]

دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی با رهبر انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(دوشنبه) در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه نهم دی، اراده خداوند متعال و ایمان به توفیق الهی را عامل اصلی هدایت قلب‌ها و دل‌های ملت ایران برای حضور در عرصه‌های مختلف برشمردند و خاطرنشان كردند: حضور عظیم و خروشان مردمی در  9 دی 88 ، تجلّی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب یعنی روح دیانت حاكم بر دل‌های مردم بود.

ایشان در تبیین حقیقت حماسه نهم دی به دو عنصر حضور گسترده مردمی و ایمان دینی مردم اشاره كردند و خاطرنشان كردند: نهم دی 88، حادثه كوچكی نیست بلكه آن حركت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حركت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود.

منبع: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=18238

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 3:16 | موضوع :
[ ]

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 3:5 | موضوع :
[ ]
بسیج سیاسى است، اما سیاست‌زده نیست

سیاسى‌كار نیست

جناحى نیست

بسیج مجاهد است

اما بى‌انضباط نیست

افراطى نیست

بسیج عمیقاً متدین و متعبد است

اما متحجر نیست

خرافى نیست

بسیج بابصیرت است

اما ازخودراضى نیست

بسیج اهل جذب است - گفته‌ایم جذب حداكثرى

اما اهل تسامح در اصول نیست

بسیج غیور است

پاسدار خطوط فاصل است

بسیج طرفدار علم است

اما علم‌زده نیست

بسیج متخلق به اخلاق اسلامى است

اما ریاكار نیست

بسیج در كار آبادكردن دنیاست

اما خود اهل دنیا نیست.
نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 22:13 | موضوع :
[ ]
90/08/23
درد دل یک فرزند با پدر ومادر!
ای پدر ای مادر!
من به رفتار شما می نگرم.
بهر من خوب و بد از کار شما مفهوم است.
عمل و کار شما الگوی رفتار من است.
نه چنان میشوم آخر که شما میخواهید.
وضع من بسته به رفتار شماست.
دیده ام ناظراعمال شماست.
ای پدر ای مادر!
اشتباهی اگر ازمن سر زد کاه راکوه مکنید.
نخ مو را منمایید طناب.
من هم انسانم و لغزش دارم.
با زبان خوش خود ذهن من آگاه کنید.
تا دیگر نکنم کار خطا را تکرار .
ای پدر ای مادر!
بینتان همدلی یار باشدو مهر.
من چو گل در برتان شادابم.
مگذارید که الفت ز میان برخیزد.
من پریشان شوم آشفته.
نقص پیمان مکنید که خدا بین شما عهد مودت بسته است.
ای پدر ای مادر!
احتیاجم همه پوشاک وغذا تنها نیست.
من به امنیت خاطر چو غذا محتاجم.
من محبت زشما میخواهم دل پاک من از این عاطفه لبریز کنید.
دوستتان دارم و دوستم باشید

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 13:26 | موضوع :
[ ]

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>
فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند:
امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
<من ایرانی هستم >
فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 15:6 | موضوع :
[ ]
مطالعه
90/06/12
مقدمات و شرايط اوليه ى لازم براى آغاز مطالعه چيست ؟
آ يا تا كنون دقت كرده ايد كه هر جلسه ى مطالعه ى شما حگونه شروع مىشود؟
شايد كمتردقت كرده باشيد كه يكى از نقطه ضعف هاى اساسى بيشتر دانش آموزان به نحوه¬ى آغاز مطالعه باز مىگردد. مطالعه بدون كسب آمادگىهاى لازم ،مانند شنا كردن بدون يادگيرى مهارت هاى شنا است .
كسى كه بى مقدمه وارد مطالعه شود علاوه بر اين كه چيز زيادى ياد نخواهدگرفت ،زمان زيادى را هم از دست خواهد داد.
این فصل دارای 3 بخش می¬باشد:
بخش اول: مکان مطالعه
بخش دوم: هدفمندی مطالعه
بخش سوم : آغاز هشیارانه
نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 0:53 | موضوع :
[ ]
بغض رهبر 90/06/08
اگر بس بود آقای رهبر بغض نمی کرد

بخشی از خطبه ی دوم مقام معظم رهبری روز عید فطر:
مردم پاكستان امروز به آب احتياج دارند، به غذا احتياج دارند، به لباس احتياج دارند، به سرپناه احتياج دارند، به همه‌ى لوازم زندگى احتياج دارند. ماه رمضان را با اين حال، ملت پاكستان روزه گرفتند. روز عيد فطر است، روز اجتماع است، روز امت اسلامى است. مردم ما بايد همت كنند. دولت جمهورى اسلامى كمكهائى كرده است، بعضى از مردم كمكهائى كرده‌اند، لكن اينها كافى نيست، بيشتر بايد كمك كنيم. اين وظيفه‌ى همه‌ى ماست.



ان شا الله امسال دیگه جوری نشه که آقا روز عید فطر به خاطر فجایع سومالی بخواهند بعض کنند و ما تازه ...



گوش کنید ...

۱- آقاصمد و فاطمه خانم ۳ دختر دارند و ۲ پسر. یک دخترشان در مقطع راهنمایی درس می خواند و آن ۲ دیگر دانشجو هستند و دم بخت. از پسرها یکی ازدواج کرده و دیگری سال اول دانشگاه، مدیریت بازرگانی می خواند. فاطمه خانم خانه دار است و آقاصمد کارمند وزارت نیرو. با حساب مزایا و اضافه کاری، حقوق آقاصمد سرجمع می شود ۷۰۰ هزار تومان که از این پول، هر ماه ۳۰۰ هزار تومان هزینه اجاره خانه می شود. آقاصمد از روی ناچاری و آبروداری عصرها با پرایدی که دارد تا پاسی از شب مسافرکشی می کند تا صورت خود و خانواده را لااقل با سیلی سرخ کند. آقاصمد ساکن منطقه قلعه مرغی تهران است و در انتخابات، خودش و خانمش و پریسا و مریم به احمدی نژاد رای دادند. مینا و محسن و خانمش به موسوی و حسن به محسن رضایی. آقاصمد ۴ سال سابقه جبهه دارد اما نه شهید شده، نه اسیر و نه جانباز اما هم در ثامن الائمه بوده و هم در فتح المبین و هم در بیت المقدس و هم در رمضان و هم در خیبر و هم در کربلای چهار و هم در کربلای پنج و هم در مرصاد. آقاصمد غروب عید فطر بچه ها را، همه بچه ها را همراه با عروسش دور خود جمع کرد و از بغض “آقا” گفت. دیروز پنج شنبه سهم خانواده آقاصمد و فاطمه خانم از کمک به مردم پاکستان، این اقلام بود؛ ۲۰۰ هزار تومان پول نقد. یک فرش که پیش از این فرش یکی از ۲ اتاق خانه اجاره ای ۶۵ متری شان بود. مقداری لباس. ۲ انگشتر طلا و حلقه ازدواج محسن. ماه پیش شنیده بودم از یک واسطه که آقاصمد به دلیل تنگی معیشت، از ۲ بانک تقاضای وام کرده است و همین امشب فهمیدم که هنوز به این درخواست جواب مثبت نداده اند.


۲- محمد دانشجوی بسیجی دانشگاه شهید بهشتی تهران است و عضو جمعیت هلال احمر. او دیروز در چادر این جمعیت واقع در سه راه آذری تهران، هدایای نقدی و غیر نقدی مردم را جمع می کرد. سطور زیر بخشی از واقعیاتی است که محمد برای مان تعریف می کند؛


• پیرزنی آمده بود که چادرش وصله داشت. آمد جلو به من گفت: این ۳ تا النگو را خودت برو پسرم بفروش، پولش کن، بریز در صندوق. من با این سن و سال حوصله طلافروشی ندارم. به پیرزن گفتم: جاجیه خانم! حالا برای شما زیاد واجب نیست. جوابم داد: ما از اسب افتاده ایم، از اصل که نیافتاده ایم؛ بغض خامنه ای بیش از این می ارزد.

• خانمی مانتویی و جوان آمده بود و مقداری هدایای غیر نقدی آورده بود. هدایای خود را داد و رفت اما دقایقی بعد برگشت و از انگشتانش ۲ حلقه طلا در آورد و گفت: بیایید، اینها را هم می دهم. گفتم: همان ها هم که اول دادید بس بودها. روسری اش را مرتب کرد و گفت: نه، بس نبود؛ اگر بس بود آقای رهبر بغض نمی کرد.


• ساعت ۱۲ یک ربع کم، زن وشوهری از ماشین مدل بالای خود پیاده شدند و گفتند: هنوز می توانیم کمک کنیم؟ به شوخی گفتم: تمدید شده زمان رای گیری! حالا به کی می خواهید رای بدهید؟ زن گفت: این بار می خواهیم به جای موسوی، به وجدان خودمان رای بدهیم. مرد گفت: چرا سیاسی اش می کنی زن؟ الان پای شرف و انسان دوستی مطرح است. چقدر کمک کنیم حالا؟


۳- امشب خانه مادرم در شهرک شهید محلاتی بودم. موقع برگشت اگر بگویم حجم کمک های مردم بدل به یک رشته کوه بلند بالا شده بود، دروغ نگفته ام، چقدر فرش، چقدر پول، چقدر لباس، چقدر آذوقه، چقدر وفا. آری، بغض “آقای رهبر” اگر چه اشک را بر چشم ایشان جاری کرد اما آن چند قطره، قبل از آنکه بر گونه مبارک “آقا” بنشیند، یک ملت خریدار داشت. در وادی ولایت، از قطره اشک تا دریای عشق، فاصله ای نیست. با این پروانه ها، شمع فقط آبی آسمانی می سوزد
انبار نباید کار به بغض رهبر بکشد
مردم سومالی منتظرند

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 17:52 | موضوع :
[ ]
سنگ بردار و بزن اين شب آويزان را
تا كه برهم بزني خواب خوش شيطان را

سنگ، قانون دهان كوب زمين است، بزن
آه! موسيقي خشم تو همين است، بزن

زندگي زير لگدهاي هيولا، سخت است
رقص شيطان، وسط مسجدالاقصي، سخت است

آب در كاسه خشم است كه خون خواهد شد
چشم اگر باز كني،كن فيكون، خواهد شد

نفس ويران شده در حنجره من، اي قدس
اولين خانه بي‌پنجره من، اي قدس

شب آواره از آغوش تو، بالا نرود
خون پاك تو، به حلقوم يهودا نرود

كوچه‌هايت اگر از ابرهه و نيل، پُر است
آسمانت ولي از خشم ابابيل، پُر است

شهر من! سنگ تو خاصيت باران دارد
سنگ، خون جگر توست كه جريان دارد

تيغ در دست خطرناك‌ترين دژخيم است
نوبتي باشد اگر، نوبت ابراهيم است


(حسین هدایتی)

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 17:35 | موضوع :
[ ]
اصل متن گلایه رهبر انقلاب در جمع دانشجویان
در همين قضيه‌ى اين ترورها، من عقيده‌ام اين است كه بچه‌هاى تشكلهاى دانشجوئى در اين قضيه كوتاه آمدند؛ يعنى كم‌عملى نشان دادند. بايد اين قضيه را بزرگ ميكرديد. البته نه اينكه بزرگ كنيد - چون خودش بزرگ است - همان جور كه هست، منعكس ميكرديد. ما حتّى نديديم تشكلهاى ما پوستر اين شهدا را هم چاپ كنند، منتشر كنند، پخش كنند، يادمان اينها را نگه دارند. نه، اين موضوع اصلاً نبايد فراموش شود؛ اين كار كوچكى نيست.
نهم رمضان 1432
 دوستان عزیز با انتشار این پوستر در فضای مجازی و حقیقی لااقل نگذاریم همین یک امر رهبر عزیزمان برزمین بماند

پوستر در ابعاد بزرکتر

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 17:33 | موضوع :
[ ]

و اما اين روزها مسائل «انتخابات» هم مطرح است. من راجع به انتخابات، مكرّر صحبت كرده‌ام و آنچه را كه بايد گفت، گفته‌ام. همه‌ي تأكيدي كه بنده در قضيه‌ي انتخابات و براي انتخاب اصلح و غيره دارم براي همين است كه اين كشور، آسان استقلال خود را به دست نياورده است. مبادا كساني به مجلس بروند كه گيرنده‌ي آنها، منتظر فرستنده‌ي قوي امريكا و غرب باشد! مبادا كساني وارد مجلس شوند كه آنتنهايشان را به آن سمت تنظيم كرده باشند؛ هر چه از آن‌جا مي‌آيد، بگيرند و در داخل به زبان ديگري منتشر و منعكس كنند! همه نگراني من از اين است.

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 17:25 | موضوع :
[ ]

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 17:21 | موضوع :
[ ]
خواهرم... 90/06/08
قابل توجّه آن‌ها كه درد دين و انسانيت دارند
و در محيط اجتماع اطراف خود
به‌دنبال راهي مناسب براي انجام وظيفه‌اند:

امر يا نهي،
بايد آمرانه و ناهيانه باشد.

براي ترغيب بيشتر،
نظر شما را به پرسش و پاسخ زير
از رهبر معظم انقلاب حفظه الله تعالي، جلب مي‌نمايم:

پرسش:

چند وقتى است كه مشكل بدحجابى و ارائه فرهنگ‌هاى غلط در دانشگاه‌ها دغدغه بسيج اين دانشگاه‌ها شده است. اگر قاطعيت را ملازمه كارمان كنيم، مطرود خواهيم شد. پيشنهاد حضرت‏عالى چيست؟
پاسخ:
قاطعيت يعنى چه؟ يعنى برخورد فيزيكى و جسمانى؟ اين‏كه درست نيست و ما اصلاً اين را توصيه نمي‌كنيم؛ اما گفتن و تذكّر دادن، خوب است. چه اشكال دارد با اخلاقِ خوب تذكّر دهند؟ ديروز حديثى را براى جمعى مي‌خواندم كه آمر به معروف و ناهى از منكر بايد خودش به آنچه دارد امر و نهى مي‌كند، هم عالم باشد و هم عامل. «رفيق لمن يأمر و رفيق لمن ينهى»؛ با رفق و مدارا امر و نهى كند. امر و نهى، يعنى دستور دادن - بكن، نكن - غير از تمنا كردن است؛ اما همين را با رفق، مدارا و محبّت - نه با خشونت - انجام دهد. به نظرم اين‏طورى بايد عمل شود.
پيوند به منبع:
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى‏، 1382-2-22


متاسفانه در جامعه‌ي اسلامي ما
جمله‌هايي به‌چشم مي‌خورد
كه هيچ نوع بازدارندگي ـ امر و نهيي ـ براي مخاطبين خود به همراه ندارد.

حقير تصميم دارم
قدمي هر چند ناچيز
در جهت اصلاح اين نوع جمله‌هاي بي‌اثر بردارم؛

جمله‌هاي كليشه‌اي مانند:
"در اين مكان، وجود حجاب اسلامي الزاميست."
كه توسط برخي،
واقعا به‌مسخره گرفته‌شده
و تنها ارمغاني كه به‌همراه ندارد:
حجاب اسلاميست!!!

اميدوارم بتوانيم اين راه را بهتر از اين نيز ادامه دهيم.

فايل jpg-a4 طرح براي چاپ و تكثير سياه و سفيد

فايل jpg-a4 طرح براي چاپ و تكثير رنگي

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 17:5 | موضوع :
[ ]
خدایا ... 90/06/08
خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطر فداکاریهای خود بر تو فخر نمی فروشم، آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو میسرنمودی، همه استعدادهای من، همه قدرتهای من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چیزی ندارم که ارائه دهم، از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم.

                                                                         شهید دکتر مصطفی چمران

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 16:55 | موضوع :
[ ]

یونیسف


همواره آماده کمک به کودکان سراسر دنیا نیرویی وجود دارد که برای ساختن دنیایی تلاش می کند که در آن حقوق تک تک کودکان رعایت شود. نوجوانان را تشویق می کند که با صدای بلند حرف هایشان را بزنند و در تصمیم گیری برای زندگی آینده شان سهیم باشند.
این سازمان با این اعتقاد تاسیس شد که : حمایت و توجه به کودکان اساس پیشرفت بشر است و توجه کافی در سنین کودکی باعث پایه گذاری شخصیت محکمتری برای آینده افراد است؛
و با این هدف که : بر موانعی چون فقر، خشونت، مرض و تبعیض در مسیر زندگی کودکان غلبه کند.
اکنون نیز با تکیه بر اعتبار جهانی اش سعی دارد به اصلاحات و عقاید جدید جامه عمل بپوشاند و با کمک و همیاری، شرایطی فراهم آورد که هر کودک بتواند زندگی اش را به خوبی شروع کند. برای دستیابی به اهداف فوق بیش از 7000 نفر در 157 کشور مختلف مشغول فعالیت هستند.
این سازمان یونیسف است : صندوق کودکان سازمان ملل متحد.
صندوق کودکان ملل متحد که به نام اختصاری آن UNICEF خوانده می شود. در دسامبر 1946 به توصیه شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد و تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایجاد شد. در اکتبر 1953 مجمع عمومی این سازمان را به عنوان یکی از ارکان دائمی سازمان ملل شناخت. فعالیت های یونیسف عمدتا در جهت ارائه کمک های لازم و حمایت از کودکان کشورهای در حال توسعه است.

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 1:5 | موضوع :
[ ]
مقاله دانشجویی: بررسى وظايف و اختيارات رهبر و رئيس جمهور ايران در مقايسه با وظايف و اختيارات عاليترين مقامات سه كشور امريكا، فرانسه، و انگليس

در ادامه ببینید...

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 15:46 | موضوع :
[ ]



تعريف‌ حزب‌   
 سازه‌هاي‌ احزاب‌ سياسي‌   
 فوايد حزب‌   
 زيان‌هاي‌ حزب‌   
 حزب‌ و تحزب‌ در اسلام‌ و نظام‌هاي‌ غربي‌
 احزاب‌ و کنترل‌ قدرت‌ در جامعه‌ اسلامي‌   
انواع احزاب   
نظام‌هاي سياسي و احزاب   
حزب آريا   
حزب توده ايران   

    در ادامه ببینید...

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 16:47 | موضوع :
[ ]
ابلاغ سياستهاى كلى اصل 44 قانون اساسى

در ادامه ببینیید...

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 16:33 | موضوع :
[ ]
«جمهوري اسلامي»؛ دموكراسي ديني يا آميزه اي از دو مفهوم نامتجانس

انسان مدرن ، امروزه تلاش مي نمايد تا خود در تعيين سرنوشت خويش سهيم باشد. از اين رو دموكراتيزاسيون جوامع ، در سده بيستم رشد چمشگيري داشته و حكومت هاي دموكراتيك با شيوه هاي متفاوت شكل مي گيرند به طوريكه جناب هانتينگتون اين تغييرات اجتماعي را « موج سوم» دموكراسي مي نامد ، كه گاهي با حكومت هاي نظامي شكل مي پذيرند و گاهي نيز با افزايش درك سياسي مردم . نكته قابل توجه در اين شيوه حكومتي ، جهانشمولي بودن آن است ، به نحوي كه مخالفت با دموكراسي و بر قراري نظامهاي اتوكرات و خودكامه نشانه عقب ماندگي به شمار آمده و اين پندار كه تضييع حقوق اوليه انساني امر رايج در نظام هاي سياسي غير دموكراتيك مي باشد را در ميان سايرين به دنبال دارد.

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 16:26 | موضوع :
[ ]
فرانسيس فوکوياما- تئوري پرداز و فيلسوف معروف آمريکايي در سال 1365 در کنفرانس اورشليم با عنوان بازشناسي هويت شيعه مي‌گويد: «شيعه پرنده‌اي است که افق پروازش بسيار بالاتر از تيرهاي ماست؛ پرنده‌اي که دو بال دارد؛ يک بال سبز و يک بال سرخ. بال سبز اين پرنده را «مهدويت و عدالت‌خواهي»و بال سرخ را «شهادت‌طلبي» که ريشه در کربلا دارد و شيعه را فنا‌ناپذير کرده، تشکيل داده است.»
وي مي‌افزايد: «شيعه بعد سومي هم دارد که اهميتش بسيار بيش‌تر است»
در ادامه مي‌گويد: «اين پرنده، زرهي به نام ولايت نيز به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي‌شود.»
فرانسيس فوکوياما مهندسي معکوس را به منظور فروپاشي اسلام ناب محمدي(صلی ا... علیه و آله) در ايران ترسيم مي‌کند و مي‌افزايد: «مهندسي معکوس براي شيعيان اين است که ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد؛ تا اين را خط نزنيد، نمي‌توانيد به ساحت قدسي کربلا و مهدويت تجاوز کنيد.»
او در ادامه مي‌گويد: «براي پيروزي بر يک ملت بايد ميل مردم را تغيير داد... ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، در گام بعد، شهادت طلبي اين‌ها را به رفاه طلبي تبديل کنيد. اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشه‌هاي امام زماني از جامعه شيعه رخت مي‌بندد... شما بايد براي غرب هم امام زمان، کربلا و ولي فقيه بتراشيد.»
اين نگاه، فراماسونرها، سازمان‌هاي جاسوسي سيا و موساد و سينماي هاليوود را به سمت طراحي جنگ نرم پيش مي‌برد؛ تا با بهره‌گيري از توان سلطنت‌طلبان و ضد انقلاب خارج نشين و قدرت نفوذي‌ها و ملي‌گرايان و منورالفکرهاي داخلي، راهکارهاي فوکوياما را عملي سازند.

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 10:59 | موضوع :
[ ]
فکر کنم سومین سال دوره دبستان بود، که قرار شد ما را ببرند جماران تا امام را ببینیم. خدایی باورمان نمی شد. نه من، و نه هیچ کدام دیگر از بچه های شهدا. آمدم خانه و به مادرم گفتم: مژده بده! می خواهند ما را ببرند امام را در جماران از نزدیک، نزدیک نزدیک ببینیم. هم الان که یاد آن روز افتاده ام، بغض کرده ام. آخر امام خمینی، همه عشق مان بود و در همان عالم بچگی وقتی که در تلویزیون می دیدیمش، از همان جا بوسش می کردیم. من چه بگویم و چه دارم می گویم که «ولایت فقیه» همه وصیت نامه پدران مان بود. سن مان خیلی به سیاست قد نمی داد، اما امام که از چیزهایی ناراحت می شد، می فهمیدیم. وقتی هم که خوشحال بود، می فهمیدیم. دل ما راه داشت به دل امام. وقتی که می دیدیمش، خیلی زود می فهمیدیم که پیر جماران، الان خوشحال است یا نه. همین که می فهمیدیم قلب نازنینش درد می کند، قلب مان درد می گرفت و وقتی در سخنرانی هایش حال آمریکا و اسرائیل را می گرفت، عشق می کردیم و وقتی به دشمن کنایه می زد، می خندیدیم. تپش قلب ما، دست خودمان نبود؛ دست امام بود. وقتی که برای مان دست تکان می داد، به عالم و آدم، به همه دنیا پز می دادیم. پس ما که تاب کوچکترین ناراحتی امام را نداشتیم، ببین چه کشیدیم وقتی مدیر مدرسه گفت: «دیدار افتاده به هفته بعد. ظاهرا حال امام خیلی خوب نیست». یک هفته شد ۲ هفته، شد ۳ هفته، شد یک ماه، اما دیدار امام دست نداد، تا که روح خدا رفت پیش خدا.

اماما! دلت آرام تر باشد، روحت شادتر، و ضمیرت امیدوارتر و نسل دشمن ولایت فقیه، ابتر، که تا انقلاب مهدی، وقتی خامنه ای هست، یعنی تو هستی!

نوشته شده توسط علی نظریان در ساعت 18:28 | موضوع :
[ ]

© Copyright 2008-2009, arshive.Blogfa , All Rights Reserved
!!! هرگونه کپي برداري از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز مي باشد !!!
arshive Designed By P30-Theme